معجزه ی صدا

هر گونه کپی و استفاده تصویری، نمایشی و موسیقیایی از آثار و تصاویر موجود در این وبلاگ بدون اجازه کتبی ازمدیریت وبلاگ ممنوع است

ناصر توی ترانه هایش می ماند !
نویسنده : یکی از دوستداران ناصریا - ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٤
 

آلبوم " رخصت "

خواننده : ناصر عبداللهی   /  آهنگساز : مهدی عندلیبی

رخصت بده که بشکنــم غرورمــو به بای تو

فرصت بده که جون بدم به حرمت صدای تو

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com


 
comment نظرات ()
 
گزارش روزنامه صبح ساحل !
نویسنده : یکی از دوستداران ناصریا - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٤
 

ناصر پس از مرگش با «رخصت» آمد

صبح ساحل ، هنری  _ آلبوم جدیدى از ناصر عبداللهى،خواننده فقید موسیقى پاپ ایران منتشر خواهد شد. به گزارش سایت موسیقى ما، رضا کریمى، مدیر برنامه‌هاى ناصر عبداللهى با اعلام این خبر گفت: ناصر قرار بود آلبومى با عنوان «رخصت» در سال‌هاى 81 و 82 منتشر کند   که به دلایلى از جمله نبودن بنده در ایران و ... به تاخیر افتاد که سرانجام با فوت وى این آلبوم به مرحله انتشار نرسید.کار آهنگسازى و تنظیم قطعات آن آلبوم را مهدى عندلیبى از استادان موسیقى ایران انجام داده بود، اما از آنجا که صداى خام ضبط شده ناصر براى قطعات آلبوم موجود بود تصمیم گرفتیم این آلبوم را با تنظیم‌هاى جدید منتشر کنیم.«وى در ادامه افزود: »مهدى عندلیبى براى اولین بار تلفیق مدرنى از ساز‌هاى آکوستیک با تنظیم‌هاى الکترونیک به وجود آورده که در نوع خود بسیار جالب است. صداى دلنشین ناصر که در میان ما نیست با تنظیم‌هاى مدرن و به روز‌شده‌اى از آن آلبوم، شاید بتواند جاى خالى وى را پر کند.«کریمى تاریخ اتمام کار‌هاى آلبوم را دو ماه آینده اعلام کرد، اما گفت: »به احتمال زیاد این آلبوم را با نام جدید در چهارمین سالگرد درگذشت ناصر رونمایى خواهیم کرد. قصد داریم در آن برنامه کنسرتى هم از این قطعات برگزار کنیم که در نوع خود قابل توجه است.کریمى در پایان افزود: »تمام منافع این آلبوم 7 قطعه‌اى که البته 2 قطعه هم به صورت ریمیکس به آن اضافه خواهد شد، متعلق به خانواده ناصر است.

ناصر عبداللهى متولد 10 دى 1349 از خوانندگانى بود که با شروع اوج‌گیرى موسیقى پاپ در سال‌هاى اخیر با ترانه ناصریا به شهرت فراوانى دست یافت. او در آثارش از کسى تقلید نمى‌کرد و صدایى منحصر به فرد داشت. بیشتر اشعار ترانه‌هاى او از سروده‌هاى محمدعلى بهمنى بود. در کار موسیقى به گفته خود وى تحت تاثیر سبک موسیقى ابراهیم منصفى بود؛ طورى که در سال‌هاى آغازین کار هنرى، ترانه‌هاى منصفى را بازخوانى مى‌کرد.ناصر عبداللهى با حضور درخشانش در عرصه موسیقى پاپ فارسى علاوه بر اینکه نام هرمزگان و بندرعباس را بر سر زبان‌ها انداخت و نگاه مردم ایران را به این خطه آمیخته با ریتم، گرم و زنده ساخت که ستایش و احترام را در خود به همراه داشت، خود باورى را هم براى جوانان جویاى عرصه موسیقى هرمزگان به همراه آورد. ناصر عبداللهى در 29 آذر 1385 درگذشت.           منبع : پایگاه اطلاع رسانی صبح ساحل 29/03/89

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com


 
comment نظرات ()
 
مهدی عندلیبی در فراق زنده یاد ناصر عزیز!
نویسنده : یکی از دوستداران ناصریا - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱
 

خاطراتی غم انگیز از دل تنگ و پردرد مهدی عندلیبی در فراق یار دیرینه اش ناصر عبداللهی !

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

دوستان عزیز  دیروز یه سر رفتم استودیو پارت جایی که آلبوم جدید ناصر عزیز توسط مهدی عندلیبی آهنگساز معروف و یار دیرینه مرحوم عبداللهی در حال اتمام است .

با استاد عندلیبی مشغول مصاحبه شدم و از اینکه چگونه پس از گذشت چند سال از مرگ آن هنرمند یک دفعه خبری تکان دهنده و عجیب را می شنویم که آلبومی با نام " رخصت " از ایشان قرار است بزودی روانه بازار شود جویا شدم .

از ایشان خواستم تا از " رخصت " برایمان بگوید و تعریف کند که داستان چیست .

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

سوال اول - استاد خسته نباشید ، از رخصت بگویید ، شنیده ایم که کار روبه اتمام است ، صحت دارد ؟

پاسخ استاد - مرسی از شما . بگذارید قبل از هرچیز بگم که ناصر منحصر به فرد بود هم خودش و هم صدایش ! ناصر بزرگ مرد تحولات هنر ایران بود که در اجرای کارهایش بسیار قوی و استادانه عمل می کرد ، او مردی بود که سبک جدید را به خوبی اجرا می کرد و الحق حتی در هنگام اتود کار با یک بار خواندن من ایشون بدون اشتباه و با احساس بسیار ملموس این کارها را به زیبایی اجرا می کرد .  الان از یک طرف خوشحالم که دارم قولی را که به او داده بودم و کاری را که او ازمن خواسته بود دارم به اتمام می رسونم و دینم را به عزیزترین دوستم از دوران کودکی تا به ابد  دارم ادا می کنم اما از طرف دیگر در وضعیت روحی خوبی قرار ندارم  ، از وقتی ناصر رفته اصلاً حال خوبی نداشته ام و این روزها  هم در شرایط روحی بدتری به سر می برم چون حس می کنم الان هنوز ناصر هست اما وقتی کار تموم بشه می ترسم که ناصر دیگه واسه همیشه از کنارم بره .

سوال دوم - شنیدم سر مزار ناصر نرفته اید ، چرا؟

 پیش از فوت ناصر من در بندر با صنعتگر کنسرت داشتم . بزارید ماجرا را از قبل ترش براتون بگم .  دو سال قبل از رفتن من به بندر قرار بود کار را در استودیو صدا  انجام بدیم اما چون ناصر حس خوبی نسبت به بعضی از آدمهای آنجا نداشت به هم ریخته بود و از من خواست که کار رو متوقف کنم تا بگه کجا کار رو ضبط کنیم . من هم دلخور شدم و بین من و ناصری که از کودکی و نوجوانی با هم دوست بودیم اختلاف پیدا شد . 

 

اون ماجرا باعث شد من و ناصر یکی دو سالی نسبت به هم دلخور باشیم و من به بندر رفتم . تا یک شبی که  کنسرتی  با صنعت گر در بندر  داشتیم  ، صنعتگر به من گفت که ناصر اومده بندر و الان پشت سالن منتظرته و کارت داره . سراسیمه رفتم که ببینم این خبر حقیقت داره ؟  وقتی دیدمش دیگه اون ناصر تهران نبود . خیلی افتاده شده بود . موهای سر و صورتش رو که دیدم سفید شده  بغض کردم و تمام خاطراتمون از کودکی و بعد کارهامون تو تهران در شهرک غرب ، کاشانک ، نیاورون و ...  که همیشه باهم بودیم زنده شد.        

همه دوستان می دونن که من و ناصر به طور خاصی همدیگه رو دوست داشتیم ، حتی روز تولدمونم هم یکی بود و هردتامون 10 دی به این دنیا اومده بودیم . 

ناصر منو بغل کرد و از دل تنگی بغض به دوتامون مجال نداد و چند دقیقه ای را همونطور در بغل هم گریه کردیم . بعد ناصر کنار گوشم با گریه گفت : " مهدی برگرد تهران و آلبوم رو ببند ، رخصت رو خدا میده  نه ما که بنده خداییم ." این شد که همون موقع تصمیم گرفتم و بهش قول دادم که برگردم تهران و "رخصت رو"جمع و جورش کنم ، ولی اون انگار فهمیده بود که خدا رخصت رفتن رو بهش داده . 

دو روز بعد قرار استودیو داشتیم که به تلفن ناصر زنگ زدم . صدای خودش نبود . کس دیگری تلفنش را جواب داد و گفت ناصر توی کما رفته .  نمی تونستم و نخواستم بپذیرم ، سر جام خشک شدم و از خبری که شنیده بودم گیج بودم .

استودیو رو کنسل کردم و به بوشهر نزد مادرم رفتم . از خونه نمی تونستم بیرون برم و همش به خودم می گفتم خوب میشه . بعد بیمارستان رفتم  تا ببینمش . اونجا گفتن ملاقات ناصر ممنوعه اما بعد اجازه دادن 10 دقیقه برم پیشش .

دکتر گفت باهاش حرف بزنی می فهمه . کنارش نشستم . آروم دستش رو گرفتم  و برای اینکه از اطاق بیرونم نکنن بی صدا گریه می کردم . درگوشش گفتم اینجوری گفتی برو کار رو جمع کن !   بعد شعر یکی از کارهای یه آلبوم رو که حرف دلم بود در گوش ناصر  که به خواهش من اون کار رو خونده بود  با اشک زمزمه کردم :         " تو برام پنجره هستی میون این همه دیوار " 

باور نمی کنید  با اینکه چشمهاش بسته بود اما با من اشک ریخت و دکتری هم که آنجا بود وقتی اشکهای ناصر را دید ، از رابطه عاطفی که بین من و ناصر در آن لحظات برقرار شده بود سخت متأثر شده بود .

این بود که بهش گفتم تا خوب نشی و آلبوم رو دستت ندم آروم نمی شم .  اما دو روز بعد  پیامکی از رضا برام اومد . نوشته بود که سلطان موسیقی پاپ ایران درگذشت .  پشت فرمان بودم و داشتم در اتوبان رانندگی می کردم  . وقتی این پیغام رو خوندم سرم گیج رفت . بی اختیار از ماشین پیاده شدم و تو اتوبان بلند و با فریاد گریه می کردم  و آسمان تهران رو نگاه می کردم که یه روز زیر همین آسمان و در همین اتوبان با هم می رفتیم و می اومدیم اما حالا تنهام گذاشته . و صدایش که می گفت رخصت را خدا داده تا امروز در فراقش هستم و تنها مانده ام .  به خاطر او دارم این کار رو همونطور که خواسته بود تمام می کنم بعد می برمش بندر تا ناصر رو ببینم و بهش تحویل بدم .

البته می ترسم هنوز به مقبره اش نرسیدم توان رفتن رو نداشته باشم اما میخوام بهش بگم که ناصر جان  رخصت رو برات آوردم و تو هنوز سلطانی و سلطان موزیک ایران خواهی ماند .  آخ ناصر ببین که تموم وجودم رو  روی  " رخصتی "  که دوست داشتی گذاشتم  و نمی دونی بی تو چی به من گذشت تا تمومش کردم .

   


 
comment نظرات ()